1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشمانِ سوگوار -

2
00:01:31,740 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۱۶

3
00:01:35,990 --> 00:01:39,200
‫یه چیزی هست در مورد «خشم خون»
‫که می‌خوام بهت بگم،

4
00:01:39,200 --> 00:01:41,740
‫چون تمامِ ماجرا رو بهت نگفتن.

5
00:01:42,620 --> 00:01:46,560
‫یه تکنیکی هست که می‌تونه خلوصِ خونِ اژدها
‫رو در بدنِ دورگه‌ها افزایش بده.

6
00:01:46,560 --> 00:01:50,000
‫نسل و نژادِ خونیِ تو می‌تونه تقویت بشه
‫بدون اینکه توسط خونِ اژدها فاسد بشه.

7
00:01:50,000 --> 00:01:51,700
‫اما این کار نیاز به یه سرمِ کمیاب داره

8
00:01:52,170 --> 00:01:54,010
‫که از بدنِ یک اژدهای باستانیِ سطح بالا
‫استخراج شده باشه.

9
00:01:54,010 --> 00:01:56,990
‫در حال حاضر، ما فقط به اندازه یک نفر ازش داریم.

10
00:01:56,990 --> 00:01:58,840
‫در مورد «پروژه نیبلونگن» چیزی می‌دونی؟

11
00:02:00,760 --> 00:02:03,190
‫این طرحیه که توسط هیئت مدیره حمایت میشه

12
00:02:03,190 --> 00:02:06,010
‫تا برجسته‌ترین دانشجو رو انتخاب کنن

13
00:02:06,010 --> 00:02:07,710
‫و این موهبت رو بهش اعطا کنن.

14
00:02:07,710 --> 00:02:11,860
‫البته یه هدف دیگه هم داره، و اون شناساییِ
‫آفاتیه که به رتبه‌های ما نفوذ کردن،

15
00:02:12,140 --> 00:02:14,440
‫کسایی مثل... تو.

16
00:02:17,550 --> 00:02:19,560
‫و شاید هم لو مینگ‌فی.

17
00:02:19,560 --> 00:02:22,230
‫خاندان گتوسو پشتِ این طرح بودن و هُلش می‌دادن،

18
00:02:22,230 --> 00:02:25,070
‫پس کسی که مد نظرشونه تا از این سود ببره
‫حتماً «سزار» هست.

19
00:02:25,070 --> 00:02:29,300
‫درسته. اما این تکنیک برای تو و سزار
‫معانیِ متفاوتی داره.

20
00:02:29,300 --> 00:02:31,730
‫برای تو، ممکنه تنها راهِ زنده موندن باشه.

21
00:02:31,730 --> 00:02:32,880
‫باید چیکار کنم؟

22
00:02:32,880 --> 00:02:35,640
‫برو به «شانگدو» (شین‌گو) و با سزار رقابت کن.

23
00:02:36,020 --> 00:02:39,380
‫اون قبلاً یه امپراتور اژدها رو کشته،
‫و تو هم لیاقتِ همین دستاورد رو داری.

24
00:02:42,150 --> 00:02:42,910
‫ممنون.

25
00:02:43,540 --> 00:02:45,640
‫من فقط می‌خوام یه شانسِ برابر داشته باشی.

26
00:02:46,000 --> 00:02:48,320
‫آماده شو. تیمِ شما فوراً حرکت می‌کنه.

27
00:02:48,320 --> 00:02:49,980
‫پرواز تا سه ساعت دیگه می‌پره.

28
00:02:52,660 --> 00:02:55,530
‫اگه فینگر واقعاً نمی‌خواد بیاد،
‫فکر نکنم لازم باشه مجبورش کنیم.

29
00:02:57,860 --> 00:03:01,880
‫اون... زمانی توی کالج دانشجوی رتبه A بود.

30
00:03:01,880 --> 00:03:03,910
‫توی یکی از مأموریت‌ها زخمی شد،

31
00:03:03,910 --> 00:03:05,630
‫و تهش شد اینی که می‌بینی.

32
00:03:06,840 --> 00:03:10,180
‫ده سال پیش، اون برای من همون جایگاهی رو داشت
‫که تو الان داری.

33
00:03:10,670 --> 00:03:13,630
‫اون هم نیاز به یه شانس داره تا دوباره خودشو پیدا کنه.

34
00:03:17,410 --> 00:03:18,260
‫یه چاقوی تاشو؟

35
00:03:18,550 --> 00:03:19,710
‫دارم بهت قرضش میدم.

36
00:03:19,710 --> 00:03:21,970
‫این قابلیت کشتنِ «نسل اول» رو داره.

37
00:03:21,970 --> 00:03:24,650
‫از قطعاتِ باقی‌مونده‌ی یه سلاحِ کیمیاگری
‫ساخته شده

38
00:03:24,650 --> 00:03:26,790
‫که بعد از شکستنش توی خانواده دوستم دست به دست می‌شد.

39
00:03:26,790 --> 00:03:28,270
‫یادت باشه بعداً بهم برش گردونی.

40
00:03:28,520 --> 00:03:29,430
‫چشم،

41
00:03:30,200 --> 00:03:31,010
‫ژنرال.

42
00:03:34,480 --> 00:03:37,540
‫تیم ما دو ساعت دیگه به سمتِ شین‌گو حرکت می‌کنه.

43
00:03:37,540 --> 00:03:40,040
‫بخش تجهیزات داره برامون سلاح آماده می‌کنه.

44
00:03:40,040 --> 00:03:41,360
‫واو.

45
00:03:41,670 --> 00:03:42,860
‫این چیه؟

46
00:03:42,860 --> 00:03:44,530
‫یه مشعلِ جوشکاریِ تقویت شده.

47
00:03:45,990 --> 00:03:47,830
‫ما بهش میگیم «نفسِ اژدها».

48
00:03:47,830 --> 00:03:50,230
‫الان با مواد قابل اشتعالِ معمولی پُر شده،

49
00:03:50,230 --> 00:03:52,450
‫اما میشه با نیتروگلیسیرین یا جیوه هم پُرش کرد.

50
00:03:52,450 --> 00:03:55,280
‫شعله‌ش می‌تونه آسیبِ جدی به اژدهایانِ رده پایین بزنه.

51
00:03:55,280 --> 00:03:58,380
‫اگر با نسل اولی‌ها روبرو شدید،
‫می‌تونه به عنوانِ چراغ قوه هم عمل کنه.

52
00:03:58,910 --> 00:04:00,210
‫یه فندک...

53
00:04:01,100 --> 00:04:02,630
‫این رسماً یه بمبه، نه؟

54
00:04:02,630 --> 00:04:05,340
‫هر کسی می‌تونست حدس بزنه که یه فندک
‫می‌تونه تبدیل به بمب بشه.

55
00:04:05,340 --> 00:04:08,770
‫ما یه قابلیتِ پخشِ موزیک و یه اسپیکر داخلی هم
‫بهش اضافه کردیم.

56
00:04:08,770 --> 00:04:11,560
‫واو! جالبه.

57
00:04:11,560 --> 00:04:13,450
‫هی، می‌تونم اینو بردارم؟

58
00:04:13,450 --> 00:04:17,120
‫حتماً. می‌خوای اون توپِ تک‌تیراندازِ دوشی رو هم برداری؟

59
00:04:17,120 --> 00:04:18,280
‫امم... نه، ممنون.

60
00:04:18,280 --> 00:04:19,900
‫من یه بار به چو زیهانگ کمک کردم،

61
00:04:19,900 --> 00:04:21,690
‫اما معنیش این نیست که دوستشم.

62
00:04:22,380 --> 00:04:24,990
‫نگران نیستی که داری از دشمن هدیه می‌گیری؟

63
00:04:24,990 --> 00:04:29,540
‫یا شایدم نظرت عوض شده و می‌خوای عضو شورای دانشجوها بشی
‫تا دوستِ من بشی؟

64
00:04:29,540 --> 00:04:33,500
‫آره، به عنوانِ جاسوس میام.
‫شورای دانشجوها جاسوس قبول می‌کنه؟

65
00:04:34,200 --> 00:04:35,030
‫بعضی وقتا آره.

66
00:04:35,030 --> 00:04:35,790
‫سزار،

67
00:04:35,790 --> 00:04:37,230
‫یه آیتم ویژه برای تو هست.

68
00:04:37,230 --> 00:04:39,670
‫هیئت مدیره گفتن شخصاً به دستت برسونم.

69
00:04:40,560 --> 00:04:43,320
‫جالب به نظر میاد. می‌خوای بیای ببینی؟

70
00:04:43,320 --> 00:04:44,180
‫حتماً.

71
00:04:48,820 --> 00:04:49,540
‫واو.

72
00:04:50,680 --> 00:04:51,880
‫یه کمانِ زنبورکی؟ (Crossbow)

73
00:04:56,810 --> 00:04:58,310
‫سنگِ فلاسفه؟

74
00:04:58,310 --> 00:05:00,100
‫یه چیزی تو همون مایه‌ها.

75
00:05:00,100 --> 00:05:02,660
‫این از استخوان‌های یک امپراتور اژدها استخراج شده،

76
00:05:02,660 --> 00:05:04,110
‫شکلِ کریستالیِ عنصرِ آتش.

77
00:05:04,480 --> 00:05:06,550
‫شبیه جرقه‌ایه که می‌تونه دنیا رو نابود کنه.

78
00:05:06,550 --> 00:05:09,530
‫این بزرگترین حمایتِ خاندانِ گتوسو از مأموریت توئه.

79
00:05:09,870 --> 00:05:13,040
‫اون‌ها امیدوارن که «امپراتورِ خاک و کوه‌ها»
‫به دستِ تو کشته بشه.

80
00:05:13,770 --> 00:05:16,620
‫آیا تو... از اعضای خانواده‌شون هستی؟

81
00:05:16,620 --> 00:05:18,040
‫من معاونِ بخشِ تجهیزاتم.

82
00:05:18,550 --> 00:05:20,250
‫اگه واقعاً با امپراتور اژدها روبرو شدی،

83
00:05:20,250 --> 00:05:21,980
‫پیشنهاد می‌کنم که تردید نکنی،

84
00:05:21,980 --> 00:05:24,340
‫چون اون وقتِ زیادی بهت نمیده.

85
00:05:26,170 --> 00:05:27,620
‫سلام، خواهر!

86
00:05:27,620 --> 00:05:29,570
‫میشه بذاری خصوصی صحبت کنیم؟

87
00:05:29,570 --> 00:05:31,380
‫یادت باشه دو ساعت دیگه توی فرودگاه باشی.

88
00:05:31,380 --> 00:05:32,980
‫ما فوراً به سمتِ شین‌گو حرکت می‌کنیم.

89
00:05:32,980 --> 00:05:35,690
‫حتماً! نگران نباش، من و نونو سرِ وقت اونجاییم.

90
00:05:38,390 --> 00:05:40,260
‫همون‌طور که خواسته بودی، اینا کپی‌های

91
00:05:40,260 --> 00:05:42,190
‫تمامِ طومارهای پوستی هستن که
‫توی انجمن شیردل نگهداری می‌شدن.

92
00:05:42,190 --> 00:05:44,110
‫هر چیزی مربوط به «خشم خون» باشه توشون هست.

93
00:05:44,110 --> 00:05:45,190
‫من که ازشون سر درنمیارم،

94
00:05:45,580 --> 00:05:47,040
‫ولی احتمالاً تو می‌تونی.

95
00:05:51,390 --> 00:05:52,540
‫تو خوش‌قولی.

96
00:05:53,360 --> 00:05:56,550
‫چو زیهانگ گذاشت مسئولیتِ اینا با تو باشه
‫چون بهت اعتماد داشت.

97
00:05:57,110 --> 00:06:00,000
‫با این کارت، داری بهش خیانت می‌کنی؟

98
00:06:00,000 --> 00:06:01,540
‫به تو ربطی نداره.

99
00:06:01,540 --> 00:06:03,680
‫ما معامله کردیم.

100
00:06:03,680 --> 00:06:05,870
‫تو توی جلسه از چو زیهانگ حمایت کردی،

101
00:06:05,870 --> 00:06:07,430
‫و منم این کپی‌ها رو بهت میدم.

102
00:06:08,060 --> 00:06:10,580
‫باید یه مقاله رو ویرایش کنم، پس من دیگه میرم.

103
00:06:11,960 --> 00:06:13,520
‫سوزی،

104
00:06:13,520 --> 00:06:16,780
‫وقتی چو زیهانگ بفهمه که اون تنها کسی تو دنیا نیست
‫که می‌تونه از خشم خون استفاده کنه،

105
00:06:17,310 --> 00:06:18,640
‫از تو متنفر نمیشه؟

106
00:06:19,520 --> 00:06:22,690
‫اون فقط یه بچه لجبازه که نمی‌تونه
‫زندگی خودشو جمع و جور کنه.

107
00:06:22,690 --> 00:06:24,360
‫یه بچه لجباز؟

108
00:06:24,360 --> 00:06:25,460
‫یه بچه لجباز.

109
00:06:26,400 --> 00:06:29,110
‫اون فقط یکی از اون بچه‌های یه دنده‌ست

110
00:06:29,110 --> 00:06:30,910
‫که همیشه نیاز به کمک داره.

111
00:06:31,500 --> 00:06:35,490
‫بیش از حد براش مایه نذاشتی؟

112
00:06:35,860 --> 00:06:40,540
‫اینکه من ازش خوشم میاد و اون از من،
‫دو تا موضوع کاملاً جداست.

113
00:06:41,100 --> 00:06:43,320
‫اگه من جات بودم، براش می‌جنگیدم.

114
00:06:43,960 --> 00:06:44,710
‫شب بخیر.

115
00:06:47,090 --> 00:06:50,010
‫به پرواز شین‌گو خوش آمدید.

116
00:06:48,760 --> 00:06:50,820
‫صندلی‌هاش خیلی تنگه.

117
00:06:50,010 --> 00:06:53,050
‫شام و صبحانه در طول سفر سرو خواهد شد.

118
00:06:50,820 --> 00:06:53,550
‫این یه پرواز مستقیمه،
‫اما حدود ۱۴ ساعت طول می‌کشه.

119
00:06:53,050 --> 00:06:55,250
‫موقع سرو غذا اعلام می‌کنیم.

120
00:06:53,550 --> 00:06:56,390
‫یه کم بخوابید، چون به محض فرود اومدن
‫کارمون شروع میشه.

121
00:06:55,250 --> 00:06:57,480
‫یه دکمه تماس بالای سرتون هست.

122
00:06:56,390 --> 00:06:58,310
‫شدی عینِ مامانم.

123
00:06:57,480 --> 00:07:00,690
‫اگه کمکی از مهماندار خواستید، لطفاً فشارش بدید.

124
00:06:58,720 --> 00:06:59,700
‫من می‌خوابم.

125
00:06:59,700 --> 00:07:00,690
‫شب بخیر.

126
00:07:02,540 --> 00:07:04,860
‫من دستشویی دارم.

127
00:07:17,620 --> 00:07:20,040
‫اینا... این آدما همشون...

128
00:07:20,370 --> 00:07:21,540
‫آقا، کمکی برای پیدا کردن صندلیتون لازمه؟

129
00:07:22,350 --> 00:07:25,600
‫هی، مگه نمی‌دونی چه جور آدمایی تو این پرواز هستن؟

130
00:07:25,600 --> 00:07:26,650
‫می‌دونم.

131
00:07:27,170 --> 00:07:30,300
‫آدمایی که نژادِ (اژدها) ندارن حق ندارن سوار این پرواز بشن!

132
00:07:30,750 --> 00:07:34,540
‫مسافرا... همگی دورگه هستن...

133
00:07:35,530 --> 00:07:37,520
‫پس این هواپیما...

134
00:07:38,010 --> 00:07:42,350
‫عملاً... یه لونه اژدهای پرنده‌ست!

135
00:07:42,350 --> 00:07:44,190
‫این یعنی ما همه فامیلیم!

136
00:07:44,190 --> 00:07:45,480
‫چرا انقدر خساست؟

137
00:07:45,480 --> 00:07:47,020
‫فقط دو تا نوشیدنی برای اکونومی؟

138
00:07:47,350 --> 00:07:48,810
‫یه جعبه برام بیار!

139
00:08:05,580 --> 00:08:07,090
‫کسی می‌دونه چه خبره؟ داشتم توی مرکز مالی بین‌المللی شانگدو غذا تحویل می‌دادم که یهو سه تا مرد کت و شلواری با ماسک‌های برنزی از آسانسور پریدن بیرون!
‫سلاح‌های کیمیاگری دستشون بود که از چاقوهای چندکاره تغییر کاربری داده بودن.
‫الان پشت استاربکس توی فریزر قایم شدم و دارم می‌لرزم... آنلاینم و منتظر راهنمایی!

140
00:08:08,250 --> 00:08:09,960
‫اطلاعات در مورد امپراتور اژدها، ۲۰۰ هزار دلارِ «آن» نقد.

141
00:08:09,960 --> 00:08:12,720
‫این شخص خیلی مرموزه و هیچی ننوشته.

142
00:08:09,960 --> 00:08:12,720
‫آی‌پی: شانگدو | آی‌دی: ۰۷

143
00:08:09,960 --> 00:08:12,720
‫صفحه اصلی | پست‌ها: ۲ | دنبال‌شوندگان: ۲۲ | دنبال‌کنندگان: ۱۲ | پیام مستقیم

144
00:08:14,050 --> 00:08:15,300
‫پیام مستقیم

145
00:08:17,810 --> 00:08:18,680
‫پیام مستقیم ارسال شد.

146
00:08:43,490 --> 00:08:44,250
‫هی!

147
00:08:44,790 --> 00:08:46,920
‫وقتی از هواپیما پیاده شدم اینو دیدم.

148
00:08:46,920 --> 00:08:49,300
‫یکی این ویدیو رو بالای قطب جنوب گرفته.

149
00:08:49,300 --> 00:08:53,260
‫این اژدهایان انگار گاردِ محافظن و دارن
‫جتِ تجاری پایین رو اسکورت می‌کنن.

150
00:08:53,650 --> 00:08:56,720
‫ممکنه ساختگی (هوش مصنوعی) باشه.
‫همچین اطلاعاتی نباید عمومی بشه.

151
00:08:56,990 --> 00:08:57,730
‫پس...

152
00:08:57,730 --> 00:08:58,720
‫لو مینگ‌فی!

153
00:08:58,720 --> 00:09:00,260
‫فکر نمی‌کردم تو هم بیای شین‌گو!

154
00:09:00,560 --> 00:09:02,910
‫تانگ سن؟ سلام، سلام!

155
00:09:01,540 --> 00:09:02,910
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت!

156
00:09:03,840 --> 00:09:06,280
‫این دو تا دوستای منن: فینگر و چو زیهانگ.

157
00:09:06,280 --> 00:09:06,880
‫سلام!

158
00:09:06,880 --> 00:09:08,730
‫سلام! شما هم اومدید اژدها بکشید؟

159
00:09:08,730 --> 00:09:11,940
‫عه، منظورت از... «شما هم» چیه؟

160
00:09:11,940 --> 00:09:14,630
‫درسته. این یه پروازِ چارترِ ویژه‌ست.

161
00:09:14,630 --> 00:09:18,160
‫ما تمام مسافرا رو از قبل بررسی کردیم،
‫و تک‌تک‌شون دورگه هستن.

162
00:09:18,890 --> 00:09:20,800
‫همگی اومدیم اژدها بکشیم.

163
00:09:20,800 --> 00:09:21,290
‫هان؟

164
00:09:21,290 --> 00:09:23,120
‫این دیگه یه کم زیاده‌روی نیست؟

165
00:09:23,120 --> 00:09:25,600
‫بی‌خیال داداش! فکر کردی کی هستی؟

166
00:09:25,600 --> 00:09:27,630
‫چی باعث شده فکر کنی می‌تونی تو شین‌گو اژدها بکشی؟

167
00:09:28,250 --> 00:09:30,530
‫من اونقدرام متوهم نیستم.

168
00:09:30,530 --> 00:09:34,760
‫فقط فکر کردم حیفه همچین رویدادِ بزرگی رو از دست بدم.

169
00:09:34,760 --> 00:09:37,460
‫هم گپ و گفتی با رفقا داشته باشیم،
‫هم یه تعطیلاتی توی شین‌گو بگذرونیم.

170
00:09:37,460 --> 00:09:39,120
‫با یه تیر دو نشون می‌زنیم، مگه نه؟

171
00:09:39,120 --> 00:09:41,510
‫ببین، بعضیا حتی خونواده‌هاشون رو هم آوردن.

172
00:09:41,850 --> 00:09:45,600
‫اومدی اژدها بکشی، و اگه نشد،
‫به عنوان تعطیلات حسابش می‌کنی؟

173
00:09:45,600 --> 00:09:48,770
‫ما اومدیم تعطیلات. اگه شانسی به اژدها برخوردیم،
‫می‌کشیمش.

174
00:09:50,000 --> 00:09:51,510
‫برنامه قشنگیه.

175
00:10:01,370 --> 00:10:02,720
‫چرا حس می‌کنم...

176
00:10:03,260 --> 00:10:05,580
‫یه بوی آشنا اینجا میاد؟

177
00:10:12,040 --> 00:10:13,020
‫مزخرف نگو!

178
00:10:13,020 --> 00:10:16,380
‫پنج دقیقه پیش، یه نفتکشِ ۲۰۰ هزار تُنی تو خلیج مکزیک
‫به گِل نشست و غرق شد.

179
00:10:13,500 --> 00:10:16,380
‫بازم رانندگی خودکار؟ چقدر تنبلن.

180
00:10:16,380 --> 00:10:20,340
‫شرکت‌های انرژی‌های نوین توی سه ماه آینده
‫رشد وحشتناکی می‌کنن!

181
00:10:20,340 --> 00:10:22,970
‫به نظر میاد توی شانگدو حسابی بهت خوش می‌گذره!

182
00:10:23,750 --> 00:10:24,600
‫دست نزن!

183
00:10:25,040 --> 00:10:26,670
‫با یه لمس کردن که نمی‌میری.

184
00:10:26,670 --> 00:10:28,260
‫چیزایی که فرستادم رو دیدی؟

185
00:10:28,260 --> 00:10:30,800
‫اون صفحه جایزه توی بازارِ شکارچی‌ها؟

186
00:10:30,800 --> 00:10:34,130
‫دیدمش. هر کی پستش کرده کارش خیلی درسته.

187
00:10:34,130 --> 00:10:36,570
‫پایِ تک‌تکِ دورگه‌های دنیا رو کشیده وسط.

188
00:10:36,570 --> 00:10:41,530
‫فقط توی یه هفته، سه تا پروازِ چارترِ دورگه‌ها
‫از «آنگوئو» وارد «شین‌گو» شده.

189
00:10:41,530 --> 00:10:45,100
‫یعنی همین الانش بالای ۱۰۰۰ تا دورگه
‫توی خاکِ شین‌گو هستن.

190
00:10:46,580 --> 00:10:48,460
‫ولی با این نژادهایی که بعضیاشون دارن،

191
00:10:48,460 --> 00:10:52,250
‫به محض ورود به قلمروی امپراتور اژدها
‫سکته قلبی می‌کنن و می‌میرن!

192
00:10:52,250 --> 00:10:54,380
‫بیش از ۳۰۰۰ نفر از خودِ شین‌گو اومدن،

193
00:10:54,380 --> 00:10:56,700
‫و حتی بیشتر از غرب.

194
00:10:56,700 --> 00:11:01,760
‫بینشون سه نفر به اسم‌های «فینگر فون فرینگز»،
‫«چو زیهانگ» و...

195
00:11:01,760 --> 00:11:03,720
‫کوچولوی خودمون رو هم دیدم.

196
00:11:04,340 --> 00:11:07,850
‫حالا که اون اینجاست، رئیس باید دستوراتِ جدیدی
‫برامون داشته باشه، نه؟

197
00:11:07,850 --> 00:11:10,870
‫سه ساعت پیش یه ایمیل از رئیس گرفتم.

198
00:11:10,870 --> 00:11:14,570
‫دستور اینه که لو مینگ‌فی باید شخصاً
‫امپراتور اژدها رو بکشه!

199
00:11:15,140 --> 00:11:16,660
‫روز از نو روزی از نو!

200
00:11:16,660 --> 00:11:20,880
‫واقعاً ارزشش رو داره این همه وقت صرفِ
‫اون تیکه آشغالِ بی‌مصرف کنیم؟

201
00:11:20,880 --> 00:11:22,780
‫اون چه شانسی آورده؟

202
00:11:22,780 --> 00:11:25,030
‫این همه آدم دارن سر و دست می‌شکونن
‫که پرستار بچه‌ش بشن!

203
00:11:25,030 --> 00:11:28,200
‫ما نمی‌تونیم منطقِ رئیس رو زیر سوال ببریم،
‫اما دستور اینه:

204
00:11:28,200 --> 00:11:30,890
‫امپراتور اژدها باید شخصاً
‫به دستِ «لو مینگ‌فی» کشته بشه!

205
00:11:30,890 --> 00:11:33,120
‫هر کسِ دیگه‌ای که امپراتور اژدها رو ببینه،

206
00:11:33,120 --> 00:11:34,710
‫همراه با اون اژدها دفن میشه!

207
00:11:35,110 --> 00:11:37,300
‫اون پروازهای چارتر تبدیل به پروازهای مرگ شدن.

208
00:11:37,300 --> 00:11:39,850
‫باشه، بذار قربانی بشن.

209
00:11:39,850 --> 00:11:42,000
‫ولی مشکل اینجاست که،
‫لو مینگ‌فی واقعاً بی‌عرضه‌ست.

210
00:11:42,000 --> 00:11:44,280
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم که اون
‫امپراتور اژدها رو می‌کشه؟

211
00:11:44,280 --> 00:11:45,640
‫اونم شخصاً، نه کمتر.

212
00:11:46,430 --> 00:11:48,180
‫غیرممکن نیست.

213
00:11:48,180 --> 00:11:50,740
‫تیمِ لو مینگ‌فی «هفت گناه کبیره» رو داره.

214
00:11:50,740 --> 00:11:53,500
‫اون‌ها سلاح‌های متناقض‌نمایی هستن که قابلیتِ
‫کشتنِ تمامِ امپراتوران اژدها رو دارن.

215
00:11:53,500 --> 00:11:56,320
‫تنها چیزی که اون کم داره، اراده‌ست
‫تا سلاح‌ها رو بیرون بکشه.

216
00:11:58,440 --> 00:12:02,380
‫استفاده از این همه منابع فقط برای اینکه
‫دلِ یه پسر کوچولو رو شاد کنن...

217
00:12:03,220 --> 00:12:07,620
‫مای، فکر می‌کنی رئیس واقعاً
‫به احساساتِ لو مینگ‌فی اهمیت میده؟

218
00:12:09,590 --> 00:12:11,870
‫اون به احساساتِ هیچ‌کس اهمیت نمیده.

219
00:12:13,550 --> 00:12:15,730
‫لو مینگ‌فی واقعاً خوش‌شانسه.

220
00:12:15,730 --> 00:12:19,190
‫خیلی‌ها کمکش کردن، اما این خوشبختی نیست.

221
00:12:19,190 --> 00:12:21,550
‫هیچ‌کدوم از اینا براش شادی نمیاره.

222
00:12:21,550 --> 00:12:24,430
‫این کارا فقط تعادلِ شکننده‌ی اون رو
‫روی لبه‌ی تنهایی حفظ می‌کنه.

223
00:12:24,840 --> 00:12:27,690
‫هر وقت که داره به پرتگاهِ غم سقوط می‌کنه،

224
00:12:27,690 --> 00:12:30,690
‫همیشه یکی پیدا میشه که یه ذره بهش دلداری بده،

225
00:12:30,690 --> 00:12:32,270
‫تا اون رو معلق نگه داره.

226
00:12:32,970 --> 00:12:34,790
‫من یه حسِ عجیبی دارم که

227
00:12:35,620 --> 00:12:38,730
‫وقتی اون واقعاً به اوجِ ناامیدی برسه، تبدیل میشه به...

228
00:12:39,260 --> 00:12:40,320
‫تبدیل به چی؟

229
00:12:41,440 --> 00:12:43,460
‫چیزی شبیه به یک اهریمن.

230
00:12:46,710 --> 00:12:49,880
‫با این حجم از اطلاعات و بدون هیچ سرنخی،

231
00:12:49,880 --> 00:12:52,630
‫چقدر طول می‌کشه تا امپراتور اژدها رو پیدا کنیم؟

232
00:12:53,310 --> 00:12:54,320
‫لو مینگ‌فی چی؟

233
00:12:54,320 --> 00:12:55,560
‫می‌دونی کجا رفت؟

234
00:12:55,560 --> 00:12:57,080
‫رفت کافی‌نت.

235
00:12:57,080 --> 00:12:59,490
‫گفت بازی کردنِ اون اینجا باعث میشه
‫حواسِ تو پرت بشه.

236
00:12:59,490 --> 00:13:01,810
‫داداش، ما هر دوتامون چشم امیدمون به توئه.

237
00:13:01,810 --> 00:13:03,280
‫تیمِ اون‌وری پُر از نخبگانن،

238
00:13:03,280 --> 00:13:05,130
‫و تو داری ما دو تا «بطری روغن» رو
‫دنبال خودت می‌کشی.

239
00:13:05,130 --> 00:13:07,440
‫تو معنی این اصطلاح رو اشتباه فهمیدی.

240
00:13:07,440 --> 00:13:10,600
‫«بطری روغن» (سربار) به بچه‌ای میگن که یه زنِ طلاق‌گرفته
‫بعد از ازدواجِ مجدد با خودش میاره.

241
00:13:10,600 --> 00:13:13,180
‫مثل من. من یه «بطری روغن» واقعی‌ام.

242
00:13:17,830 --> 00:13:19,630
‫داری با چی ور میری؟

243
00:13:19,630 --> 00:13:21,040
‫مگه ما نیومدیم اژدها بکشیم؟

244
00:13:21,040 --> 00:13:23,570
‫نباید الان با تجهیزاتمون توی شهر (شانگدو)
‫گشت بزنیم و دنبال اژدها باشیم؟

245
00:13:23,570 --> 00:13:25,900
‫اگه منظورت از «تجهیزات»، دوربین‌های DSLR عکاسیه،

246
00:13:25,900 --> 00:13:28,180
‫این کاریه که تانگ سن و دوستاش دارن می‌کنن.

247
00:13:28,180 --> 00:13:30,430
‫اونا به محض اینکه رسیدن رفتن «شهر ممنوعه»،

248
00:13:30,430 --> 00:13:32,150
‫و بعد از ظهر هم میرن «کاخ تابستانی».

249
00:13:32,150 --> 00:13:34,080
‫اونا همه‌جا ردپای اژدها پیدا کردن.

250
00:13:34,080 --> 00:13:35,250
‫توی جغرافیای منطقه «رگه‌های اژدها» هست،

251
00:13:35,250 --> 00:13:37,480
‫و کنده‌کاری‌های سنگیِ سلطنتی که
‫طرح اژدها و ققنوس دارن.

252
00:13:37,480 --> 00:13:41,040
‫اما تعداد و پیچیدگیِ این سرنخ‌ها
‫چیزی رو که ما دنبالشیم پنهان می‌کنن.

253
00:13:41,040 --> 00:13:43,430
‫برای همین من دارم داده‌های لرزه‌نگاریِ
‫امسالِ شانگدو

254
00:13:43,430 --> 00:13:44,920
‫و مناطق اطرافش رو تحلیل می‌کنم.

255
00:13:44,920 --> 00:13:47,680
‫فعالیت‌های لرزه‌ای توی شانگدو امسال ده برابر شده.

256
00:13:47,680 --> 00:13:50,080
‫من یه مدلِ ریاضی ساده ساختم،

257
00:13:50,080 --> 00:13:51,390
‫و این داده‌ها رو بهش دادم.

258
00:13:51,880 --> 00:13:53,960
‫این شاید کمک کنه مرکزِ اصلی رو پیدا کنیم،

259
00:13:53,960 --> 00:13:55,980
‫یعنی «امپراتورِ اژدهایِ زمین و کوه‌ها».

260
00:13:55,980 --> 00:13:57,390
‫شگفت‌انگیزه!

261
00:13:57,920 --> 00:14:00,610
‫طبیعیه اگه نفهمی. من کارم علمیه،
‫تو کارت علوم انسانیه.

262
00:14:01,890 --> 00:14:03,540
‫من کارم علوم انسانیه؟

263
00:14:04,390 --> 00:14:07,400
‫لعنتی، نُه ساله دارم توی کالج درس می‌خونم
‫و تازه فهمیدم رشته‌م انسانیه!

264
00:14:08,490 --> 00:14:10,290
‫طبقِ منطقِ تو،

265
00:14:10,290 --> 00:14:13,240
‫این امپراتور اژدها همیشه قدرتش رو
‫توی یه نقطه آزاد می‌کنه، درسته؟

266
00:14:14,730 --> 00:14:16,830
‫اگه هم‌زمان با انجام این کار حرکت کنه چی؟

267
00:14:16,830 --> 00:14:18,640
‫چرا باید امپراتور اژدها حرکت کنه؟

268
00:14:18,640 --> 00:14:19,540
‫مگه می‌خواد بره سرِ کار؟

269
00:14:19,540 --> 00:14:22,990
‫حق با توئه. احتمالاً یه جایی قایم شده
‫تا ریکاوری کنه.

270
00:14:25,280 --> 00:14:28,540
‫به محض اینکه قدرتش رو کامل به دست بیاره،
‫همه‌ی ما رو نابود می‌کنه.

271
00:14:29,400 --> 00:14:32,710
‫با این داده‌ها، ما از تیمِ سزار جلو می‌افتیم، نه؟

272
00:14:33,220 --> 00:14:34,590
‫سخته بشه گفت.

273
00:14:34,590 --> 00:14:37,170
‫عوامل زیادی توی شهر هستن که
‫باعثِ لرزش زمین میشن.

274
00:14:37,170 --> 00:14:39,300
‫فیلتر کردنشون ممکنه زمان ببره،

275
00:14:39,300 --> 00:14:40,690
‫و وقتِ ما هم محدوده.

276
00:14:40,690 --> 00:14:43,940
‫موش کور، موش کور، من سیب‌زمینی شیرینم!
‫اجازه هست بیام تو؟

277
00:14:45,510 --> 00:14:46,280
‫بیا تو.

278
00:14:46,280 --> 00:14:47,950
‫تا-دا!

279
00:14:47,950 --> 00:14:50,930
‫سلام داداشا! وای، چه به‌هم‌ریخته‌ست!

280
00:14:50,930 --> 00:14:53,280
‫این همون خوابگاهِ پسرونه‌ی افسانه‌ایه؟

281
00:14:53,880 --> 00:14:56,580
‫شیا می، چقدر خوشگل شدی!

282
00:14:56,580 --> 00:14:58,290
‫بذار تیپت رو ببینم.

283
00:14:58,290 --> 00:15:01,750
‫نگران بودم که گشنگی بکشید،
‫برای همین براتون غذا آوردم!

284
00:15:02,890 --> 00:15:05,280
‫به‌به! همه‌ش سوغاتی‌های شانگدو!

285
00:15:05,280 --> 00:15:07,830
‫عه؟ چرا لو مینگ‌فی اینجا نیست؟

286
00:15:07,830 --> 00:15:09,630
‫رفته بیرون برای تمرین.

287
00:15:09,630 --> 00:15:11,580
‫غذاها رو با ما قسمت کن.

288
00:15:11,580 --> 00:15:14,470
‫من اهلِ شانگدو هستم. امروز رفتم خونه
‫تا پدر و مادرم رو ببینم،

289
00:15:14,470 --> 00:15:16,510
‫و براتون غذا خریدم.

290
00:15:16,510 --> 00:15:18,950
‫آه! این حسِ شادیِ غیرقابل وصف.

291
00:15:18,950 --> 00:15:20,990
‫تو واقعاً یه جاسوس هستی که خودمون فرستادیم.

292
00:15:20,990 --> 00:15:23,730
‫می‌دونستم که مخفیانه طرفِ مایی!

293
00:15:23,730 --> 00:15:27,650
‫معلومه، چون تو خوش‌تیپ‌ترینی، داداش فینگر!

294
00:15:29,910 --> 00:15:33,140
‫ببین داداش، تو هنوزم به قیافه‌ی خوبِ من تکیه می‌کنی

295
00:15:33,140 --> 00:15:36,290
‫تا از بدبختیِ هر روز آشغال خوردن نجات پیدا کنی!

296
00:15:36,720 --> 00:15:38,710
‫داداش، داری چیکار می‌کنی؟

297
00:15:39,340 --> 00:15:42,210
‫تحلیل داده‌های لرزه‌نگاریِ شانگدو
‫برای پیدا کردنِ امپراتور اژدها؟

298
00:15:42,210 --> 00:15:43,520
‫آره، ولی نویز (تداخل) خیلی زیاده.

299
00:15:43,520 --> 00:15:46,460
‫مثلِ این می‌مونه که باد روی سطح دریاچه
‫موج درست کرده باشه.

300
00:15:46,460 --> 00:15:48,820
‫ماهی زیرِ سطح آب قایم شده.

301
00:15:48,820 --> 00:15:50,470
‫وقتی کامل بیدار بشه،

302
00:15:50,470 --> 00:15:52,920
‫یهو به شکلِ اژدها از آب می‌زنه بیرون.

303
00:15:52,920 --> 00:15:54,550
‫اون موقع دیگه خیلی دیره.

304
00:15:54,550 --> 00:15:57,760
‫پس اون فعلاً به شکلِ انسانه؟

305
00:15:57,760 --> 00:15:58,810
‫بله،

306
00:15:59,280 --> 00:16:01,180
‫وگرنه نمی‌تونست باعث اون حوادث
‫توی ایستگاه قطار و شهربازی بشه.

307
00:16:01,180 --> 00:16:02,880
‫اژدهایی که به فرمِ انسانی باشه

308
00:16:02,880 --> 00:16:05,440
‫قدرت‌هاش محدود میشه،

309
00:16:05,440 --> 00:16:07,940
‫درست مثل موردی که با امپراتور اژدها «نورتون» داشتیم.

310
00:16:07,940 --> 00:16:12,170
‫توسعه دادنِ بدنِ اژدها زمان می‌بره،
‫مثل گذروندنِ یه دوره جوجه‌کشیِ دیگه.

311
00:16:12,170 --> 00:16:15,360
‫خب پس تو این فاصله، پدر و مادرِ من
‫می‌خوان تو رو برای ناهار دعوت کنن.

312
00:16:15,360 --> 00:16:16,820
‫ها؟ چرا؟

313
00:16:16,820 --> 00:16:20,040
‫من بهشون گفتم که تو خیلی هوای منو داشتی، پس...

314
00:16:20,040 --> 00:16:23,290
‫هی، این همون قضیه‌ی افسانه‌ایِ
‫«آشنایی با والدین» نیست؟

315
00:16:25,190 --> 00:16:26,320
‫چه بامزه!

316
00:16:26,320 --> 00:16:27,420
‫بامزه چیه!

317
00:16:27,420 --> 00:16:30,590
‫شیا می، خودت می‌بینی اینجا چقدر شلوغ‌پلوغه.

318
00:16:30,590 --> 00:16:32,300
‫من احتمالاً وقت نمی‌کنم بیام.

319
00:16:32,300 --> 00:16:33,840
‫از پدر و مادرت بابت لطفشون تشکر کن.

320
00:16:33,840 --> 00:16:35,520
‫فقط یه وعده غذاست!

321
00:16:35,520 --> 00:16:37,350
‫باید بتونی چند ساعت وقت خالی کنی.

322
00:16:37,350 --> 00:16:39,440
‫داداشم خیلی دلش می‌خواد ببینتت.

323
00:16:39,440 --> 00:16:41,170
‫داشت پشتِ تلفن داد می‌زد:

324
00:16:41,170 --> 00:16:44,100
‫«آبجی بزرگه، من می‌خوام اون داداش بزرگه
‫بیاد باهام بازی کنه!»

325
00:16:44,100 --> 00:16:46,790
‫من چاره‌ای نداشتم جز اینکه دعوتت کنم!

326
00:16:46,790 --> 00:16:48,340
‫خواهش می‌کنم؟

327
00:16:54,220 --> 00:16:55,570
‫کِی؟

328
00:16:55,570 --> 00:16:57,040
‫پس‌فردا ظهر.

329
00:16:57,040 --> 00:16:58,610
‫چطوره با هم دامپلینگ درست کنیم؟

330
00:16:58,610 --> 00:16:59,040
‫حتماً.

331
00:16:59,040 --> 00:17:00,120
‫آخ، عزیزم.

332
00:17:00,120 --> 00:17:02,210
‫من برای پس‌فردا ظهر برنامه دارم.

333
00:17:02,210 --> 00:17:04,920
‫خیلی دلم می‌خواست بیام، ولی حیف شد.

334
00:17:04,920 --> 00:17:06,000
‫چه برنامه‌ای داری؟

335
00:17:06,000 --> 00:17:08,130
‫بازدید از موزه هنر ۹۸۷.

336
00:17:08,130 --> 00:17:11,000
‫هی، شیا می جاسوسه، سزار الان داره چیکار می‌کنه؟

337
00:17:11,330 --> 00:17:12,130
‫اون؟

338
00:17:12,810 --> 00:17:14,840
‫فکر کنم رفته «لیولی‌چانگ» (محله عتیقه‌فروش‌ها).

339
00:17:21,990 --> 00:17:26,310
‫شما آقای «لین فنگ‌لونگ» هستید که با اسم
‫«ققنوس» (Phoenix) توی سایتِ شکارچی فعالیت می‌کنید؟

340
00:17:26,770 --> 00:17:29,610
‫آقای سزار گتوسو.

341
00:17:29,950 --> 00:17:31,230
‫چقدر جوونید.

342
00:17:32,150 --> 00:17:34,400
‫من برای چای خوردن نیومدم اینجا.

343
00:17:34,400 --> 00:17:38,090
‫من ۲۰۰ هزار دلارِ «آن» بابتِ اطلاعات شما
‫در مورد اژدها پیشنهاد میدم.

344
00:17:39,800 --> 00:17:44,490
‫حتی بینِ شکارچی‌ها هم کسانی پیدا میشن
‫که پول‌پاشی کنن.

345
00:17:44,490 --> 00:17:46,070
‫من فقط دارم تفریح می‌کنم.

346
00:17:46,070 --> 00:17:49,170
‫نزدیکِ همین جا، محله‌ای هست به اسم «گوانگ‌کای».

347
00:17:49,980 --> 00:17:53,460
‫در دوران سلسله «یائو»، اونجا محل ساختِ
‫سلاح‌های گرم و مواد منفجره بود.

348
00:17:53,460 --> 00:17:56,010
‫اون زمان، یه اسمِ دیگه داشت...

349
00:17:56,010 --> 00:17:57,340
‫اداره باروت (زرادخانه)!

350
00:17:57,340 --> 00:18:01,220
‫انفجارِ زرادخانه (وانگ‌گونگ‌چانگ) یکی از
‫سه انفجارِ مرموز در تاریخه.

351
00:18:01,220 --> 00:18:04,810
‫بله. ما دلیل داریم که باور کنیم

352
00:18:04,810 --> 00:18:08,120
‫هر سه فاجعه توسطِ بیدار شدنِ
‫امپراتوران اژدها رخ داده.

353
00:18:08,720 --> 00:18:14,810
‫در سال ۱۶۲۸ هم، یک امپراتور اژدها
‫در این شهر زنده شد.

354
00:18:14,810 --> 00:18:17,910
‫شاید این همونی باشه که دنبالشید.

355
00:18:19,430 --> 00:18:21,050
‫یک کتاب باستانی از سلسله یائو.

356
00:18:21,050 --> 00:18:23,660
‫کاغذش از پوست درخت توت و
‫علفِ ریش‌اژدها ساخته شده،

357
00:18:23,660 --> 00:18:25,290
‫پس امکان نداره توسط نسل‌های بعدی جعل شده باشه.

358
00:18:25,290 --> 00:18:27,500
‫- وقایع‌نامه بلایا -

359
00:18:25,650 --> 00:18:28,370
‫این‌ها یادداشت‌های یک نویسنده ناشناس
‫از سلسله یائو هستن،

360
00:18:28,370 --> 00:18:30,480
‫که انفجار وانگ‌گونگ‌چانگ رو توصیف کرده.

361
00:18:30,480 --> 00:18:33,300
‫این دقیق‌ترین گزارشیه که توی
‫ادبیات عامه وجود داره.

362
00:18:33,680 --> 00:18:35,340
‫حتی اگه این تنها نسخه موجود باشه،

363
00:18:35,340 --> 00:18:37,300
‫بازم ۲۰۰ هزار دلار نمی‌ارزه، درسته؟

364
00:18:37,590 --> 00:18:40,670
‫نه، این کتاب همه جا هست.

365
00:18:40,670 --> 00:18:45,920
‫با این حال، محتویاتِ این نسخه با
‫«وقایع‌نامه بلایا»ی معمولی فرق داره.

366
00:18:45,920 --> 00:18:50,410
‫این شامل یک بخشِ اضافه و مفصل
‫در مورد «ژئومانسی» (طالع‌بینی زمین) میشه.

367
00:18:50,410 --> 00:18:51,900
‫ژئومانسی؟

368
00:18:53,340 --> 00:18:55,440
‫همون «فنگ‌شویی».

369
00:18:55,440 --> 00:19:00,100
‫این کتاب با جزئیات میگه که نویسنده چطور
‫«رگه‌های اژدها» رو در شانگدو پیدا کرده،

370
00:19:00,100 --> 00:19:02,040
‫که در واقع همون مکانِ اژدهاست.

371
00:19:02,680 --> 00:19:07,090
‫شانگدو تقریباً هنوز همون موقعیتی رو داره
‫که در زمان سلسله یائو داشت،

372
00:19:07,090 --> 00:19:08,910
‫اما اسمِ بعضی جاها عوض شده.

373
00:19:08,910 --> 00:19:10,920
‫من این کتاب رو به قیمت ۲۰۰ هزار دلارِ «آن» می‌فروشم،

374
00:19:11,340 --> 00:19:14,520
‫و یه نقشه از سلسله یائو هم اشانتیون روش میدم.

375
00:19:14,520 --> 00:19:16,770
‫اینم یکی دیگه از گنجینه‌هاییه که پیدا کردید؟

376
00:19:16,770 --> 00:19:22,140
‫نه، این چاپِ اولِ انتشاراتِ نقشه شین‌گو، سال ۲۰۰۳ هست.

377
00:19:24,180 --> 00:19:25,180
‫قبوله.

378
00:19:27,670 --> 00:19:28,790
‫خدانگهدار.

379
00:19:29,560 --> 00:19:31,440
‫یه چیز دیگه، آقای لین فنگ‌لونگ.

380
00:19:31,440 --> 00:19:33,960
‫این کتاب اصله، برای همین حاضرم پولش رو بدم.

381
00:19:33,960 --> 00:19:36,350
‫اما اگه نیتِ پنهانی داشته باشید،

382
00:19:36,350 --> 00:19:38,140
‫تضمین می‌کنم که پشیمون می‌شید.

383
00:19:41,440 --> 00:19:42,980
‫حالا راضی شدی؟

384
00:19:43,470 --> 00:19:45,800
‫من طبق دستورات شما عمل کردم.

385
00:19:46,870 --> 00:19:49,580
‫مخفی شدن اینجا خیلی راحت لو میره،

386
00:19:49,580 --> 00:19:51,920
‫مخصوصاً با اون یانلینگ (قدرت) «بادِ شیطانی» که اون داره.

387
00:19:52,240 --> 00:19:54,180
‫اما تو می‌تونی قلمروِ اون رو خنثی کنی.

388
00:19:54,180 --> 00:19:56,000
‫آیا اون کتاب واقعاً سرنخ‌هایی از
‫امپراتور اژدها داره؟

389
00:19:56,000 --> 00:19:58,300
‫باید یه جایی توش مخفی شده باشه،

390
00:19:58,300 --> 00:20:00,650
‫ولی من دهه‌هاست دنبالش گشتم و پیداش نکردم.

391
00:20:01,250 --> 00:20:04,110
‫این روزها لرزش‌های خفیف دارن بیشتر میشن.

392
00:20:04,110 --> 00:20:06,000
‫همون‌طور که احتمالاً حدس زدی،

393
00:20:06,000 --> 00:20:07,920
‫اون تقریباً داره از کنترل خارج میشه.

394
00:20:07,920 --> 00:20:12,640
‫راستی، هنوز قسط آخرِ ۲,۵۰۰,۰۰۰ دلار «آن» رو بهم بدهکاری.

395
00:20:12,640 --> 00:20:14,820
‫همین الان به حسابت واریز شد.

396
00:20:14,820 --> 00:20:16,770
‫تو نباید انقدر به پول اهمیت بدی.

397
00:20:18,860 --> 00:20:23,200
‫به عنوانِ یه پیرمرد، دلخوشی‌های کمی دارم.

398
00:20:23,200 --> 00:20:25,270
‫من واقعاً کنجکاوم.

399
00:20:25,270 --> 00:20:29,200
‫تو اون کتاب رو به قیمت ۵ میلیون از من خریدی،

400
00:20:29,200 --> 00:20:31,550
‫بعد منو مجبور کردی دوباره به خودش بفروشمش.

401
00:20:31,550 --> 00:20:33,030
‫چرا این همه دردسر؟

402
00:20:33,030 --> 00:20:34,500
‫چرا مستقیم به خودش ندادی؟

403
00:20:34,500 --> 00:20:37,000
‫اون همیشه در برابرِ برنامه‌های خانواده مقاومت می‌کنه.

404
00:20:37,000 --> 00:20:38,340
‫فکر کنم هنوز تو دوره یاغی‌گریشه.

405
00:20:38,340 --> 00:20:42,730
‫اما اینطوری، فکر می‌کنه با قدرتِ خودش
‫امپراتور اژدها رو کشته.

406
00:20:42,730 --> 00:20:45,340
‫این باعث نمیشه سرکش‌تر بشه؟

407
00:20:49,520 --> 00:20:53,860
‫همه پرنده‌های مغرور بالاخره به لونه‌شون برمی‌گردن.

408
00:20:55,480 --> 00:20:58,260
‫این عتیقه‌فروشی رو ببند و از اینجا برو.

409
00:20:58,260 --> 00:20:58,820
‫من...

410
00:20:58,820 --> 00:21:00,230
‫نگو که قبلاً مُردی.

411
00:21:00,230 --> 00:21:02,750
‫با اینکه اسمت از لیست خط خورده،

412
00:21:02,750 --> 00:21:06,740
‫دوستِ قدیمی‌ت «آنجو» تمام این سال‌ها دنبالت می‌گشت،

413
00:21:06,740 --> 00:21:10,460
‫آقای «فردریش فون ران».

414
00:21:12,370 --> 00:21:14,660
‫«فراست» (برادر رئیس گتوسو) زیادی حرف می‌زنه.

415
00:21:15,350 --> 00:21:20,380
‫امیدوارم تو آخرین نفری باشی که
‫اسم منو می‌دونه، آقای پارسی.

416
00:21:20,380 --> 00:21:22,630
‫نیازی نیست از من پنهانش کنی،

417
00:21:22,630 --> 00:21:25,640
‫چون منم زیاد زنده نمی‌مونم.

418
00:21:26,710 --> 00:21:28,040
‫ممنون بابت تحویل بسته.

419
00:21:28,040 --> 00:21:28,970
‫خواهش می‌کنم.

420
00:21:30,100 --> 00:21:32,010
‫این چیه؟

421
00:21:32,010 --> 00:21:36,230
‫پروفسور وبر دفترچه‌های اون دو تا بازرسِ
‫گم‌شده در شین‌گو رو فرستاده.

422
00:21:36,750 --> 00:21:39,150
‫ممکنه اطلاعاتِ باارزشی توشون باشه.

423
00:21:40,750 --> 00:21:44,030
‫موفق باشی، چولاک هلمز! (شرلوک هلمزِ چو)

424
00:21:52,990 --> 00:21:54,330
‫سه‌شنبه، ۲۸ جولای، ساعت ۲۳:۱۵

425
00:21:58,170 --> 00:22:00,040
‫{\an8}شیئی شبیه به پرتگاه در دریا ظاهر شد
‫۴ جولای ۲۰۱۶، طوفان، حادثه نامعلوم

426
00:22:00,360 --> 00:22:01,170
‫هان؟

427
00:22:02,250 --> 00:22:03,340
‫{\an7}در ۴ جولای ۲۰۱۶، یک ابرطوفان شهر را درنوردید و باعث خسارات گسترده شد. در ۵ جولای ۲۰۱۵ (احتمالاً خطا در متن)، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد. بدنه وسیله نقلیه شبیه لاشه فلزی بود که بارها توسط چنگال‌های یک هیولای غول‌پیکر مورد حمله قرار گرفته بود،

428
00:22:03,340 --> 00:22:03,880
‫{\an7}در ۴ جولای ۲۰۱۶، یک ابرطوفان شهر را درنوردید و باعث خسارات گسترده شد. در ۵ جولای ۲۰۱۵، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد.

429
00:22:04,550 --> 00:22:05,300
‫{\an7}در ۵ جولای ۲۰۱۵، یک وسیله نقلیه مرموز در بخش مسدود شده بزرگراه پیدا شد. بدنه آن پر از خراش بود. بدنه وسیله نقلیه شبیه لاشه فلزی بود که بارها توسط چنگال‌های یک هیولای غول‌پیکر مورد حمله قرار گرفته بود، و روی کاپوت آن ۳۷ فرورفتگی موازی به عمق ۳ سانتی‌متر وجود داشت.

